شعرها و قصه های من و بابام...
بانوی بهاری من در انتهای دشت آلاله ها راست خواهد ایستاد، آنجا که حضور را به فصل گرم می سپارد. فردا طلوع دیگری ست، دوباره متولد خواهم شد.
بانوی بهاری من در انتهای دشت آلاله ها راست خواهد ایستاد،
آنجا که حضور را به فصل گرم می سپارد.
فردا طلوع دیگری ست،
دوباره متولد خواهم شد.