همه کارها وقتی خوب پیش نرن آدم رو خسته میکنن. مخصوصا وقتی که به خاطر خوب انجام شدنشون قید انجام دادن یه سری کارهای مهم دیگه رو زده باشی.
روز آمار امسال هم از اون کارا شده. هم بچه ها و هم اساتید محترم پارسال خیلی کم لطفی کردن و همه شوق و ذوق ما رو برای بهتر شدن و مطرح کردن بخش و رشته کور. خب آدم تا یه جایی میتونه یکه تازی کنه و کارا رو پیش ببره(کاما) از اون جا به بعد دیگه خسته میشه.
این شد که با بچه های انجمن تصمیم گرفتیم مراسم روز آمار رو جوری برگزار کنیم که خاطره اش همیشه بمونه و از طرفی وقتی رفتیم بفهمن که نیستیم.
از اول ترم تا حالا فقط یک بار جزوه ام رو باز کردم تا درس بخونم. که اونم به دلیل کامل نبودن جزوه و یکی در میون بودن مطالب به جایی نرسیده
آدم وقتی اول ترم اینجوری شروع کنه خدا به داد عاقبتش برسه.
حواس پرتی و شوتی از درس در حدی بود که یه بار سر کلاس وقتی میخواستم جزوه بنویسم :
(استاد اومده و داره تند وتند درس میده و اگر سریع ننویسی پاک شده)
من: مینا ما الان سر چه کلاسی هستیم؟!!؟
مینا: (خنده امان نداد که جواب بده)


